خرید بک لینک
در نگاهت آسمان آبی تر است زندگی اردیبهشتی محشر است عطر موهایت رها در دست باد عامل ویرانی یک کشور است در تو چیزی مثل شب آشفته ست بی تو مردن راه حلّی بهتر است بی دلیل با دیدنت افسرده ام شاهدم شعر و شب و این دفتر است رفته از جانم قرار و خواب شب با تو حتی درد , چیزی بهتر است راستش باید بگویم چشمهات معجزات خوب یک پیغمبر است سمانه تیموریان (آسمان) ***************** این غزل مربوط زمانیست که تازه نوشتن رو شروع کرده بودم + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:41 توسط آسمان |

برچسب: چشمهات, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:11

خاطراتی کهنه دارم با زمستان تنت با سکوت گنگ شبهای پریشان تنت مانده یادت آخرین دیدارمان را در بهار لرزش دستان من , فریاد عریان تنت گرچه بد کردی ولی "خوبم" صدایت میکنم میشود گاهی شوم در خواب مهمان تنت؟ میکشد پیراهنت شعر مرا سمت وطن می وزد عطر جنون از سوی کنعان تنت شمس تبریزی , پر از باران و اعجاز و دعا می تراود شعر و عرفان از خراسان تنت توی چشمت کهکشانی معجزه داری ولی کج نمیگردد دلم جز سمت شیطان تنت سمانه تیموریان (آسمان) + نوشته شده در جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ساعت 23:36 توسط آسمان |

برچسب: خاطرات,کهنه, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:11

خودت را جای من بگذار گاهی در عمق خسته ی یک غار گاهی پر از کابوس و درگیر توهم خراب و منزوی , بیزار گاهی تصور کن کن که عطر سیب هستی بپاشی روی گندمزار گاهی بخوان شعری برای لحظه هایم نظیر شعر پل اِلوار گاهی به یاد روزهای خوب کامی بگیری از لب سیگار گاهی نمیفهمم دلیل بودنت را میان لغزش خودکار گاهی تو گنجشکی , پر از شور پریدن بمان بر شانه ی دیوار گاهی نباید اینقدر هم سخت باشد خودت را جای من بگذار گاهی سمانه تیموریان (آسمان) + نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۶ساعت 1:1 توسط آسمان |

برچسب: خودت,جای,بگذار,گاهی, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:11

تقدیم به ساحت مقدس ضامن آهو نشستم زیر باران توی ایوان که کج شد قامتم سمت خراسان دقیقا ساعت هشت است آقا برایت نامه ای دادم به باران دلم کرده هوای گنبدت را حرم , ایوان , سکوت ممتدت را گرفته بغض سنگینی دلم را بیا و قسمتم کن مشهدت را نشسته توی شعرم یک پرستو نم باران , سکوتی پرهیاهو بکش دستی بروی زخم هایم چه کم دارم مگر از بچه آهو نمانده توی شعرم غیر باران به جز سرما و تکرار زمستان دلم را داده ام دست تو ای باد مرا با خود ببر سمت خراسان دمادم ناله و زاری ست کارم به جز مشهد به دل شوقی ندارم سپردم دست آقایم دلم را پریشان تر از آنم که ببارم 12/5/96 + نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد

برچسب: برایت,نامه,دادم,باران, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:11

نشانده روی دوشش کهکشان را

رها کرده به آسانی جهان را

مدافع , نام بارانی ی عشق است

گرفته توی مشتش آسمان را

سمانه تیموریان

#محسن_حججی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:57 توسط آسمان |

برچسب: مدافع, نویسنده: مهدی حسینی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:11

صفحه بندی